تبليغاتX
وب سایت نمایش نامه - بداخلاقي‌هاي حرفه‌اي در فضاي فرهنگي
 
   
     
 
 
 

نهضت مشروطيت به عنوان مهم‌ترين پديده تاريخي آغاز قرن بيستم با وجود انحراف از اهداف اصلي خود در زمينه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و تشكيلاتي آن موجب پيدايي ايران معاصر شد.

ايران معاصري كه در درون خود جنيني همچون شعر معاصر، داستان معاصر، نمايش معاصر، نقاشي معاصر و در كل هنر معاصر را حمل مي‌كرد، فشار تجددخواهي راه‌ها را باز كرد و در پي آن اعزام دانشجويان به خارج از كشور و سفرهاي روشنفكران آغاز شد. نتايج مشخص اين حركت‌هاي فرهنگي نشر روزنامه، تأسيس چاپخانه در سال 1192 و گشايش مدرسه دارالفنون در سال 1227 شمسي بود.

اما مهم‌ترين اتفاق در زمينه هنر نمايش را مي‌توان ورود «تئاتر نوع اروپايي» به شكل مكتوب و اجرايي آن دانست كه گام‌هاي آغازين آن را مديون آغازگران اين هنر در شكل معاصر آن در ايران هستيم. آغازگراني همچون ميزرا فتحعلي آخوندزاده، ميرزا آقا تبريزي و بعدها كساني همچون محقق‌الدوله كه با تأسيس نخستين‌ تئاتر دائمي ايران به اجراي نمايش‌هايي همچون بازرس (گوگول)، ارباب اعيان، طبيب عشق(مولير) و عروس وكيل باشي(بمارشه) پرداختند.

در آن زمان با وجود هنري كه داشت به تمامي شكل و فرم ديگري به خود مي‌گرفت، طبيعي بود كه كسي نپرسد چرا؟ چرا آثار يك نويسنده بي‌اجازه او اجرا مي‌شود؟ چرا يك نويسنده پس از تسليم متن خود به كارگردان ديگر هيچ اختياري ندارد و تنها نگاه مي‌كند كه چگونه متن نمايشش را در مقابلش تكه تكه مي‌كنند و بعد به نام او روي صحنه مي‌برند، بي‌آنكه هيچ تفكري از او در آن باقي مانده باشد؟ شايد در آن زمان اگر به كسي مي‌گفتيد حق مؤلف، كمي با بهت نگاهتان مي‌كرد و بعد حتي از اين شوخي بجا كه چندي باعث مسرت خاطر شده، تشكر مي‌كرد.

اما امروز ديگر چنين نيست. امروز آن تئاتري كه نوپا بود، در ايراني كه داشت بزرگترين تحولات خود را تجربه مي‌كرد، نه تنها پا گرفته است كه خود گام برمي‌دارد. هرچند بگويند اين كفش ساييده شده، پاشنه‌اش لق مي‌زند اما باز وجود دارد و خواست‌اش تغيير و بهبود است.

برخي معتقدند يكي از مسائلي كه مي‌تواند به تئاتر معاصر ايران قوت لازم را بدهد، تصويب قانوني است كه به خاطر همگان بياورد كه كس ديگري هم حضور دارد و هركس براي خود حقوقي دارد و اين حقوق براي هركس مغتنم است و رعايت اين حقوق پيش از هرچيز براي شخص رعايت كننده احترام مي‌آورد و بعد براي كسي كه مورد رعايت واقع شده است.

روزي دوست بازيگري را در سالن انتظار تئاتر شهر ديدم. يك ساعت به اجرا مانده بود و او آشفته بي‌آنكه هنوز گريم شود در سالن پرسه مي‌زد. وقتي پرسيدم چرا؟ از بازيگر مقابلش ناليد كه يا از او بازي دزدي مي‌كند ـ زماني كه تمامي توجه‌ها بايد معطوف به يك بازيگر باشد، اما بازيگر ديگري با حركات‌ ريزي توجه ديگران را به عمد به سمت خود جلب مي‌كند ـ‌ يا هر ايده جديدي را كه در اجرا پياده مي‌كند، فردا پيش از او اجرا مي‌كند.

خلاقيت، لازمه داشتن هنر است اما متأسفانه دست‌كج در هنر براي خلاقيت ديگران خوره‌اي است كه هم شرم را در خود مي‌بلعد و هم آبرو را.

بگذاريد كمي بي‌پرده با هم به گفت‌وگو بنشينيم و به معضلي بپردازيم كه چندي است گلوي اين تئاتر رنجور از همه‌جا را سخت مي‌فشارد.

احساس نياز به پيوستن به قانون «كپي‌رايت» يا همان ترجمان فارسي آن، «حق مالکيت معنوي»، اساس و پايه‌اي شد براي پيگيري و صحبت با كساني كه هريك به طريقي در اين مسأله منفعت دارند. كساني كه همچون محمد امير ياراحمدي، نمايشنامه‌نويس و رئيس كانون نمايشنامه‌نويسان خانه تئاتر، ايوب آقاخاني، نمايشنامه‌نويس، كارگردان و بازيگر راديو و تئاتر و چيستا يثربي، نمايشنامه‌نويس، با آمدن نام خود مشكلي نداشتند و ديگران كه الحق كمك‌هاي ارزنده‌اي كردند اما متأسفانه به درج نام خود رضايتي نشان ندادند.

به هرحال هدف اصلي چرخيدن به دور موضوع كپي‌رايت بود اما به مرور و با صحبت‌هايي كه با برخي دوستان انجام شد، موضوعات بزرگتري پيش آمد كه مي‌توان آن‌ها را زيرمجموعه يك هدف كلي‌تر قرار داد، رعايت حقوق هركس در هرجايگاه و مقامي كه باشد.

زماني كه براي صحبت در اين‌باره نزد ايوب آقاخاني رفتم، او به شدت از اجراي بد آخرين كار خود «تمام صبح‌هاي زمين» ناراحت بود. چرا كه كارگردان مي‌خواست متن را هرچه بيشتر سفارشي كار كند و متني كه قرار بود به زيبايي، تقابل دو قدرت را نشان دهد و به پايين كشيده شدن يكي از آن دو قدرت منتهي شود، تبديل به اثري كاملاً سفارشي شد كه بازيگر نقش زن (آشا محرابي) با بازي اغراق‌آميز خود در نقش يك زن فلسطيني، هرچند مي‌خواست پرقدرت به‌نظر برسد، اما چنان بي‌منطق ظهور كرد كه ناخودآگاه احساس مي‌كرديد در نمايشي كه بايد سمت مظلوم برويد، ترجيح مي‌دهيد ظالم را برگزينيد. اگر اين شانس را نداشتم تا اصل متن نوشته شده را از ايشان گرفته و بخوانم، هيچ‌وقت به عمق ضعف كارگرداني اين اثر پي‌ نمي‌بردم. مسأله، حرمت گذاشتن به حقوق يك خالق و آفرينشگر است. حال چه مي‌خواهد نويسنده باشد، چه ايده‌پرداز، چه بازيگر و چه حتي طراح صحنه و لباس.

اما پيش از هرچيز بايد بدانيم كه اين حق تكثير به چه معناست. حق‌ تكثير (كپي‌رايت يا حق نشر) يك مجموعه قوانين انحصاري است كه به وسيله دولت براي تنظيم روش يا شيوه يا چگونگي بيان اطلاعات و ايده‌ها براي مدتي محدود تصويب شده است. اين قانون ممكن است در گستره وسيعي از خلاقيت‌ها و كارهاي هنري وجود داشته باشد.

اين قانون حوزه كارهاي ادبي، سينمايي، توليد موسيقي، ضبط صدا، نقاشي، عكاسي و نرم‌افزار، نمايش‌هاي زنده، پخش برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي و طراحي‌هاي صنعتي را شامل مي‌شود.

حق تكثير براي حمايت و صيانت از مالكيت انديشه است. محمد امير ياراحمدي در اين باره مي‌گويد: «عده‌اي معتقدند كه همه آثار ادبي جهان از روي دست يكديگر نوشته شده‌اند. در نتيجه تعيين كردن اين مرز كه هر اثر هنري تا چه ميزان متعلق به پديد آورنده و تا چه حد وامدار ديگران و يا ميراث ادبي است، دشوار به نظر مي‌رسد.

پيش از انقلاب عده‌اي از منتقدين با انگشت گذاشتن بر شباهت‌هاي ميان برخي از آثار در زمينه هنرهاي تجسمي و قياس آن با آثار خارجي، پديدآورندگان اين آثار را به كپي‌برداري و جاعل بودن متهم كردند. در مقابل عده‌اي ديگر از كارشناسان نيز معتقد بودند كه چنين شباهت‌هايي را نبايد عمدي و آگاهانه دانست. گاه ممكن است در جامعه‌اي موضوعات و مسائلي مطرح شوند كه به دليل وجود زيرساخت‌هاي ارزشي مشترك و تعميم‌پذير آن براي برخي از هنرمندان در داخل و يا در خارج از آن جامعه الهام‌بخش و پيام‌آور باشند. در نتيجه اين احتمال وجود دارد كه به دليل وحدت موضوع اشكال هنري و اجرايي و ادبي مشابهي خلق شود كه با اندك تفاوتي داراي شباهت‌هاي ناگزير باشند. اما اين‌ها نمونه‌هاي خاص و نادر است. استناد كردن به چنين تفاسيري كه مالكيت انديشه را نسبي و بعضاً همگاني مي‌داند، اين زمينه را ايجاد مي‌كند كه دستاوردهاي منحصر به فرد بسياري از پديدآورندگان آثار هنري در معرض تهديد قرار گيرد و اعتبار و امنيت حرفه‌اي آن‌ها دچار خطر شود.

البته روش‌هاي ديگري از تعرض به مالكيت‌ مادي و معنوي پديدآورندگان آثار ادبي وجود دارد كه به صورت سرقت، تكثير و بهره‌برداري غيرمجاز انجام مي‌شود و اين نمونه‌ها از رايج‌ترين و شناخته‌ شده‌ترين شيوه‌هاي نقض حقوق مادي و معنوي مؤلفان است. با اين‌همه بايد گفت آنچه كه امروز در فضاي فرهنگي ما باعث ايجاد بداخلاقي‌هاي حرفه‌اي در حوزه‌هاي مختلف توليد هنري و به‌طور اخص در حوزه ادبيات نمايشي مي‌شود، نبود يا ناكارآمدي قوانيني است كه با پشتوانه آن بتوان ضمن شناسايي و محرز کردن مالكيت معنوي پديدآورندگان، از حقوق تضييع شده آن‌ها نيز حمايت كرد. ترديدي نيست كه قانون كپي‌رايت و قوانين مرتبط مي‌توانند در مصونيت بخشيدن به مالكيت انديشه و حفاظت اخلاقي و مادي از حقوق پديدآورندگان نقش بسيار مؤثري داشته باشند و به صاحبان حقوق مرتبط اين اختيار را بدهد با استفاده از روش‌هايي مانند اعمال كردن رفتارهاي مدني، راهكارهاي اداري و يا احكام بازداشت و غيره از حقوق مادي و معنوي خود دفاع كنند».

برخي از اين دست اتفاقات (سرقت ادبي) در جشنواره‌ها و برخي ديگر حتي در سالن‌هاي اجرا مي‌افتند. چيستا يثربي كه ظاهراً دل پر دردي از اين مسأله دارد، مي‌گويد: «بعضي از جوانان كه در جشنواره‌هاي بزرگ و كوچك تهران و شهرستان‌ها شركت مي‌كنند در مورد متن‌ها سه كار زشت انجام مي‌دهند. اول اينكه به جاي شما مجوز اجراي متن را امضا مي‌كنند. دوم اينكه اسم شما را لاك مي‌گيرند و اسم خودشان را پاي متن شما مي‌زنند و سوم اينكه متن خودشان را به اسم متن شما براي جشنواره مي‌فرستند، آن هم فقط براي اينكه تصويب شود. من نمي‌گويم كار نكنند. با ادب كار كنند».

برخي از فعالان در زمينه تئاتر اعتقاد دارند كه حضور روزافزون هنرمندان غيرحرفه‌اي به اين عرصه موجب بروز اين دست مشكلات مي‌شود. افرادي كه بدون داشتن آموزش‌هاي لازم در زمينه اين حرفه تنها براي آنكه احساس استعدادي در خود مي‌كنند با كفش برروي فرش هنر تئاتر قدم مي‌گذارند. كفشي كه خاكش خواه و ناخواه پاي قديميان حاضر در اين عرصه را مي‌آلايد.

اما ياراحمدي مي‌گويد: «من اعتقاد ندارم كه ما در ايران گروه‌هاي تئاتري حرفه‌اي و يا غيرحرفه‌اي داريم. بهتر است بگوييم ما گروه‌هاي كم‌تجربه و باتجربه داريم.

تئاتر حرفه‌اي تعريف معيني دارد كه با آنچه در كشور ما هست، تفاوت‌هاي بسياري دارد. مهم‌ترين ركن تئاتر حرفه‌اي برخورداري از اقتصادي رقابتي و بالنده است كه گروه‌هاي حرفه‌اي بتوانند از طريق فعاليت مستمر و با برخورداري از تمامي حقوق شهروندي اراده فرهنگي خود را اعمال و از طريق پاداش‌هاي منصفانه اقتصادي نيازهاي بنيادين زندگي خود را تأمين كنند. اما در حال حاضر كدام گروه تئاتري و يا كدام نويسنده و كارگردان و بازيگر و يا طراح صحنه و لباس و متصدي امور فني تئاتر در كشور ما مي‌تواند ادعا كند كه از اين طريق معاش خود و خانواده‌اش را تأمين مي‌كند و قادر است بدون دل‌نگراني به همه نيازهاي اوليه زندگي خود از مسكن مناسب گرفته تا نيازهاي آموزشي و بهداشتي در سطح قابل قبولي پاسخ دهد.

مسلماً گروه‌هاي تئاتري و هنرمندان تئاتر ما فقط به اين دليل كه مي‌توانند در سال يك يا حداكثر دو اجراي كوتاه مدت در يكي از سالن‌هاي تئاتر شهر داشته باشند، حرفه‌اي نمي‌شوند.

حرفه‌اي بودن شاخصه‌هاي حقوقي و تعاريف قانوني دارد كه متأسفانه ما از آن برخوردار نيستيم و در نتيجه چيزي هم به عنوان تئاتر حرفه‌اي و يا هنرمند حرفه‌اي در تئاتر ما وجود ندارد».

او تعريف مي‌كند كه نمايشنامه يكي از دوستانش از راديو پخش شد و كسي در يكي از شهرستان‌ها آن را شنيد، مو به مو نوشت و به نام همسرش به چاپ رساند. آن دوست، نمايشنامه چاپ شده را خواند و نزد وي آمد كه چه كنم؟ او هم از دوست خود خواست كه با ريش‌سفيدي قضيه را حل شود كه در نهايت مرد متقلب با پرداخت 500 هزار تومان از دوستش رضايت گرفت تا شكايت نكند. اين مسئله مشكلي است كه اكثر نويسندگان اين عرصه با آن روبرو هستند و گناه آن را بر گردن مديران تئاتري ايران و مركز هنرهاي نمايشي مي‌دانند.

زماني كه آنان به حق‌خواهي برمي‌خيزند، برخورد مديران كلان كشور را مناسب با شأن و شخصيت خود نمي‌بينند. من زماني كه به سراغ آسيب‌ديدگان اين مشكل رفتم، آن‌ها سه خواسته مهم خود از اين مديران را چنين مطرح كردند:

1- قانون را مدون كنند.

2- ضامن اجرايي داشته باشيم.

3- مديران حساسيت بيشتري به تئاتر و متن به خرج دهند.

آن‌ها مي‌گويند: «مديران ما طرف نويسنده نيستند. هميشه مي‌خواهند همه چيز با ريش سفيدي حل شود و مي‌خواهند به جواني متخلفين، آن‌ها را ببخشيم. اما اگر جواني امروز ياد بگيرد تا متن من را بدزدد، فردا پول بازيگرش را مي‌خورد. آن را چه مي‌كنيد؟»

شايد تنها راه‌حلي كه در اين شرايط بتواند تا حدي مشكلات را حل كند، ثبت نمايشنامه‌ها باشد. اين كار سال‌هاست كه در خانه سينما، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و ديگر مراكز سينمايي انجام مي‌شود. اما تئاتر چنين امكاني را در اختيار ندارد.

يار احمدي در اين خصوص كه چرا خانه تئاتر مسئوليت ثبت نمايشنامه‌ها را قبول نمي‌كند، مي‌گويد: «كانون نمايشنامه‌نويسان درصدد است در حمايت از مالكيت معنوي نمايشنامه‌نويسان بانك ادبيات نمايشي ايران را راه‌اندازي كند و مقدمات اين كار را نيز فراهم كرده است. اما در شرايط كنوني ايجاد چنين امكاناتي به تنهايي نمي‌تواند از كارايي قابل توجهي برخوردار باشد. آنچه از امروز بيش از هر چيز ديگر امنيت شغلي نمايشنامه نويسان را تهديد مي کند مميزي بي قائده کمبود فرصت هاي شغلي و نازل بودن دستمزدهاست قانون كپي‌رايت هنگامي مي‌تواند موثر واقع شود كه تئاتر كشور به سطح قابل قبولي از توسعه و بازدهي اقتصادي رسيده باشد كه براي حفظ سرمايه‌هاي خود نيازمند قوانين حمايتي و يا بازدارنده باشد. به عبارت ديگر در تئاتري با اقتصاد بالنده نمايشنامه به عنوان يكي از مهم‌ترين اركان توليد تئاتر سرمايه‌اي ارجمند است كه براي حفظ و صيانت از آن بايد حقوق پديدآورندگان آن را محترم شمرد.

وي در زمينه چگونگي ايجاد رونق اقتصادي در تئاتر گفت: «نخستين شرط براي ايجاد رونق اقتصادي در تئاتر پذيرش جاذبه‌هاي آن است. يعني پذيرش و تحمل نقش روشنگرانه آن. پذيرش آن چيزي كه باعث مي‌شود مردم براي افزايش آگاهي درباره خود و ديگران به طور مستمر بابت آن هزينه‌اي بپردازند. شرط دوم تمام عيار بخش خصوصي در اين زمينه است. اما اين دو شرط لازم و ملزوم يكديگر است. زيرا سرمايه‌گذاري در اين بخش تنها در صورتي مي‌تواند از بازدهي قابل قبول برخوردار باشد كه تئاتر خصوصي بتواند با پشتوانه خاصيت روشنگرانه‌اش اعتماد عمومي را جلب كند و در مقابل از پاداش‌هاي اقتصادي منصفانه از سوي جامعه بهره‌مند شود.

ياراحمدي در خصوص افزايش كارايي كپي‌رايت در شرايطي كه بخش خصوصي فعال شود، گفت: «معتقدم با گشايش تئاترهاي خصوصي عرصه براي ايجاد كار بيشتر نيز فراهم مي‌شود. استعدادهاي منفعلي كه در پشت درهاي بسته تئاتر دولتي انباشته شده‌اند، جذب تئاترهاي مستقل و حرفه‌اي مي‌شوند. راه‌اندازي كارگاه‌هاي ساخت دكور، لباس و ايجاد اشتغال در بسياري از حوزه‌هاي توليدي و مديريتي تئاتر باعث ايجاد تنوع شغلي و در نتيجه گسترش فضاي حرفه‌اي و تخصصي تئاتر موثر مي‌شوند. رقابت‌هاي فرهنگي در ميان توليدكنندگان بخش خصوصي تئاتر زمينه‌ساز بروز استعدادها و انديشه‌هاي نو، افزايش فرصت‌هاي شغلي، استمرار حرفه‌اي، توسعه ابزاري و ارتقا تكنولوژي توليد تئاتر مي‌شوند.

با گشايش تئاترهاي خصوصي مشخص مي‌شود كه اگر نويسنده، كارگردان و بازيگر يا هريك از عوامل توليد تئاتر داراي شخصيت حقوقي نباشند، چرخه توليد و اقتصاد تئاتر با چه مشكلاتي مواجه مي‌شود و دوام فرهنگي و بقاي اقتصادي آن‌ها در گرو چه قوانين و تعاريفي است. در چنين شرايطي است كه قانون كپي‌رايت نيز كاركردي سامان‌بخش پيدا مي‌كند و مي‌تواند به عنوان عاملي حمايتي و بازدارنده در صيانت از مالكيت انديشه، خلاقيت و نوآوري، انگيزه دادن به پديد‌آورندگان، عادلانه ساختن روابط حرفه‌اي و در يك كلام در ايجاد امنيت شغلي براي توليدكنندگان حرفه‌اي تئاتر جايگاه قانوني و حقوقي خود را تثبيت كند».

تئاتر ايران روزهاي پرفراز و نشيبي را سپري كرده است و به گفته صاحبان اين هنر، روزهاي سخت‌تري را هم پيش رو دارد. روزهاي سختي كه برخي اهالي تئاتر را مجاب به ترك اين هنر كرده است و اين براي آنان كه حقيقتاً پيشينه اين هنر را در اين خاك مي‌دانند، خوشايند نخواهد بود. اتفاقاتي از اين دست كه محيط سرشار از دوستي تئاتر و صحنه مقدس آن را پريشان كرده، نتيجه حضور كساني است كه هيچ كس بودن آنان را مغتنم نشمرد اما مجبور به تحمل آنان بود.

زهره زاهدي كرماني
 
 
   |    نوشته شده توسط سید مرتضی موسوی تبار
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور